انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز عضو دفتر تحکیم وحدت

کانال تلگرام انجمنکانال بله انجمنحساب توییتر انجمنصفحه‌ی اینستاگرام انجمن

مخابره سیگنال های ضعف به آمریکا و خطر آن برای امنیت ملی

یادداشت امیر رضا بفتاق #دبیر_واحد_بین_الملل انجمن اسلامی دانشجویان دفتر تحکیم وحدت دانشگاه تبریز


3 نوامبر 2020،انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده #آمریکا برای مشخص شدن چهل و ششمین رئیس جمهور این کشور در حالی انجام خواهد شد که تاکنون تعداد زیادی از مردم #آمریکا در انتخابات زودرس،آرای خودشان را به صندوق های رای انداخته اند.
اما آن چیزی که در اینجا حائز اهمیت است نه تعداد آرا و نه آن اسمی که در پس شمردن آرا به عنوان رئیس جمهور اعلام خواهد شد بلکه اساسا نسبت ایران با انتخابات امریکاست . ایرانی که بیش از 40 سال است شعار سیاست خارجی اش بر سر در وزارت امور خارجه ،نه شرقی نه غربی بوده، اما حداقل در این برهه از تاریخ شاهد مغلوب شدن این تفکر در مقابل مصلحت اندیشی های سیاسی هستیم .
البته از کسانی که سالهاست آب خوردن مردمان ایرانی را هم منوط به نرم شدن دل کدخدا کرده اند و همچنین افرادی که سیاست زدگی موجب شده است که در مقابل این رویه سکوت کنند این چنین اعمالی بعید نیست اما موضوع مهم امروز، فراتر از بحث حول موضوع مذاکره یا عدم آن و جدال های حزبی همیشگی است.بحث امروز، #امنیت_ملی_ایران است امنیتی که با مخابره سیگنال های ضعف به سوی دشمن خونی، شدیدا در خطر است .بر کسی پوشیده نیست که تحریم های ظالمانه اهریمن خونخوار،موجب مصیبت های فراوانی بر مردمان مظلوم شده است و هیچ تردیدی وجود ندارد که تحریم ها ضربات شدیدی بر پیکره اقتصاد نیمه جان و فرسوده - حاصل از بی کفایتی عده ای از خدا بی خبر- وارد کرده اند اما هیچکدام از اینها دلیل خوبی برای بازی کردن در زمین دشمن نیست.همانگونه که اصل 152 قانون اساسی تصریح کرده است سیاسیون از هر گونه اقدامی که موجبات سلطه بیگانگان و از دست رفتن استقلال کشوربشود منع شده اند اما ما شاهد این هستیم که عده ای مستقیم یا غیر مستقیم اعلام میکنند که منتظرند که ترامپ از کاخ سفید برود تا بتوانند با بایدن کنار بیایند .
اینگونه اعمال باعث میشود سیستم آمریکا با علم به ضعف داخلی ایران و میل عده ای به مذاکره، روز به روز فشار ها را بیشتر کند تا جایی که مردم به ستوه آمده و حکومت ناچاراً به #مذاکرات حول یکی دیگر از سرمایه های ملی کشور تن بدهد که این تماما در تضاد با اصل مذکور از قانون اساسی است.
حال باید از آقایان پرسید که چگونه به خود اجازه می دهند با گفتار و رفتارشان استقلال و امنیت کشور را به خطر بیاندازند. این که کشور در حال حاضرمعلق مانده است به امید آنکه ترامپ رفتنی شود و بایدن بیاید و به برجام بازگردد خیانتی بزرگ است .
از این گذشته، اینکه با اعمال خود آمریکا را متوجه این موضوع کنیم که تحریم ها نتیجه بخش بوده و ایران منتظر مشخص شدن نتیجه انتخابات است تا سیاست های خود را متناسب با آن اتخاذ کند از سویی #امنیت_ملی کشور را با خطری سهمناک روبرو میکند و از سوی دیگر نه با متن و روح قانون اساسی نسبتی دارد و نه با آرمان ها و اندیشه های ناب انقلاب اسلامی. و ازهمه مهمتر کاملا در تضاد با آیه شریفه« وَلَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا» است. این که در ژانویه 2021 کدام یک از این دو نفر بطور رسمی فعالیت خود را در کاخ سفید آغاز خواهد کرد هیچ اهمیتی برای ایران ندارد و نباید داشته باشد سیاسیون موظفند بر اساس ظرفیت ها و استعداد های کلان کشور تلاش خود برای بهبود معیشت مردم را چند برابر کنند بلکه رستگار شوند و از خشم خداوند در امان بمانند و امید است که خداوند ما را از دورویان ،دروغگویان و عهد شکنان بی نیاز سازد.

  • ۱ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • انجمن اسلامی دانشجویان دفتر تحکیم وحدت
    • دوشنبه ۵ آبان ۹۹

    مصاحبه با حجت الاسلام انوری|دانشگاه تبریز چقدر اسلامی است؟!


    حجت الاسلام انوری
    بسم الله الرحمن الرحیم

    مصاحبه واحد فرهنگی انجمن اسلامی دانشجویان دفتر تحکیم وحدت دانشگاه تبریز با حجت الاسلام انوری، مسئول نهاد رهبری دانشگاه تبریز
    سوال:با توجه به پیام امام خمینی مبنی بر اسلامی شدن دانشگاه ها و تاکیدشان بر مستقل شدن دانشگاه در 45 سال گذشته چه اقداماتی در دانشگاه تبریز انجام شده ؟ برای مثال در جذب اساتید یا کارکنان چه اصول و ضوابطی مطرح است و آیا اساتیدی که با برخی اصول مخالف هستند شناسایی شده و مورد مواخذه قرار گرفته اند یا نه؟ 
    حجت الاسلام والمسلمین انوری پس از سلام و احوالپرسی گفتند: برای هر دانشگاه سازوکارهایی تعریف شده است که هم فرآیند جذب اساتید و هم ارتقاء و تبدیل وضعیت آن ها با آن سازوکار پیش می رود که آن سازوکار هم مربوط به دبیرخانه جذب دانشگاه است. در دبیرخانه ی جذب برای هر استادی پرونده ی جذب تشکیل می شود و مراحل جذب از آن جهت طی می شود و در مرحل مختلف از جهات علمی و صلاحیت های عمومی بررسی می شوند و اگر مشکلی باشد بر اساس قوانین و آیین نامه هایی که دارند با آن ها برخورد می شود، یعنی سازوکار خودش را برای جذب داردو مربوط می شود به دبیر خانه ی جذب دانشگاه.
    سوال: در این مدت اتفاق افتاده که چنین اساتیدی باشند و مورد مؤاخذه قرار بگیرند ؟
     ایشان پاسخ دادند: نه مؤاخذه به این معنا که شما میگویید نیست، اما اگر کسی در دبیر خانه ی جذب پرونده دارد یا برای اولین بار جذب می شود مصاحبه و مراحل جذبش طی می شود، مشکلی داشته باشد جذب نمی شود؛ اما اگر استادی هم جذب شده دو جا پرونده اش بررسی می شود یکی تبدیل وضعیت استخدامی و دیگری هم بحث ارتقاء رتبه ی علمی. در این مراحل هم دوباره مراحل قانونی خودش را طی میکند. اگر مستندی مبنی بر اینکه استاد تخلفی کرده و فعالیتی انجام داده که بر خلاف آیین نامه های جذب باشد بر اساس آیین نامه با او برخورد می شود یا اگر استادی یک جایی یک حرفی زده یا یک کار خلافی انجام داده آن هم اگر مستندانی به مراجع ذی ربط ارسال شود آن هم باز برخورد های خودشان را دارند مثلا یک وقتی حراست است یک وقتی کمیته انتظامی اساتید است. این گونه نیست  که مثلا فردی مانند مسئول نهاد یک استاد را مؤاخذه کند.البته اگر گزارشی برسد می شود ارشادی صحبت کرد ولی به لحاظ قانونی ساز و کار خودش را دارد.
    سوال:در دانشگاه تبریز جایگاه جنبش دانشجویی در دانشگاه اسلامی یعنی تأثیر نظر دانشجو ها در انتخاب هیئت علمی و رئیس دانشکده و بقیه ی موارد در چه جایگاهی است؟
    حجت الاسلام انوری: به لحاظ قانونی چنین چیزی وجود ندارد .در بحث انتخاب اساتید که فراخوان داده می شود و دانشجو هیچ نقشی نداردو در بحث انتصاب مدیران و رؤسای دانشکده ها بحث انتخاب مطرح نیست و انتصاب مستقیم از سوی رئیس دانشگاه است.اگر می بینید در بعضی دانشگاه ها انتخاب رئیس دانشکده ها بر اساس انتخابات بود این یک نوع مشاوره دادن است یعنی قانون انتصابی است، منتها ممکن است یک زمانی رئیس دانشکده تصمیم می گیرد که اساتید در یافتن فردی که شایستگی رئیس دانشکده شدن را دارد مشارکت کنند این یک سازوکار انتخاباتی است آخر کار دوباره رئیس دانشگاه حکم انتصاب را صادر میکند و انتخابات در این جا جایگاه قانونی ندارد.به طوری که الان در دانشگاه ما،رئیس دانشگاه خودش با مشورت هیئت رئیسه و جمعی از پیشکسوتان انتصاب می کند ؛ یعنی این یک حق قانونی برای دانشگاهیان نیست که شما بفرمایید که چرا دانشجو از این حق محروم است. چنین قانونی وجود ندارد.
    درسته بحث انتخاب را گفتم که حق ندارند ولی جنبش دانشجویی می تواند تأثیر گذار باشد در انتصاب ها؛ این نکته ی مهمی است یعنی درست است که انتخابات جنبه ی قانونی ندارد و دانشجو حق انتخاب مدیران و اساتید را ندارد اما به نظر من جنبش دانشجویی می تواند نقش ایفا بکند .اگر جنبش دانشجویی قوی داشته باشیم که مطالبه گر باشد و بتواند مسئول دانشگاه را پای میز پاسخگویی بکشاند این می تواند در انتخاب ها و انتصاب های درست افراد از سوی رئیس دانشگاه و مسئولین دانشگاه تاثیر داشته باشد.جنبش دانشجویی می تواند بر اساس مطالبه هایی که دارد، بر اساس فشار بر پاسخگویی،مدیران و مسئولان را مجبورکند در انتخاب ها و انتصاب ها دقت نظر داشته باشند و هر کسی را برای هر پستی منصوب نکنند.اگر مدیر پاسخگو باشد و مجبور باشد که به جنبش دانشجویی پاسخ بدهد مجبور  می شود که انتخاب های درست داشته باشد.
    سوال:ممنون، سوال بعدی این که نقش دانشگاه در رشد سیاسی دانشجو ها و پرورش شهروندانی  برای نظام مردم سالاری دینی چگونه است ؟ و دانشگاه چه تأثیری در رشد اینگونه مردم دارد؟
    ایشان پاسخ دادند: طبیعی است که یکی از وظایف نهاد های فرهنگی، سیاسی دانشگاه این است که دانشجو را در تحلیل و فهم سیاسی توانمند بکند.این بخش را باید خود تشکل ها متولی بشوند، تشکل های سیاسی یکی از کارهایشان این است که عموم دانشجویان را بتوانند در داشتن فهم و تحلیل سیاسی درست یاری بکنند .با برگزاری همین جلساتی که تشکل های دانشجویی در طول سال برگزار میکنند، کارهایی که انجام می دهند.
    یک وقت هایی هم یک سری نهاد هایی مثل نهاد رهبری یامعاونت فرهنگی یا جاهای دیگر که به عنوان متولیان دانشگاه ها مسئولیت دارند که در تحلیل و فهم سیاسی به دانشجو کمک کنند، این ها مستلزم این است که یک سری دوره ها، همایش ها و کارگاه هایی برگزار شود، سیر مطالعاتی برای دانشجویان معرفی شود که دانشجویان بتوانند در داشتن یک تحلیل و فهم سیاسی متبحر بشوند قطعا این از وظایف ذاتی مسئولین فرهنگی، سیاسی دانشگاه است و کمابیش باید انجام بدهند. خود من احساس میکنم که این اتفاق از سوی مسئولین دانشگاه خیلی جدی گرفته نمی شود؛ علتش هم این است که مسئولین دانشگاه ها متاسفانه دوست ندارند که دانشجویان، دانشجویان سیاسی باشند،دوست دارند که دانشجو در مسائل سیاسی دخالت نکند و یک دانشگاه آرام و بدون دغدغه داشته باشند. به این خاطر شاید خیلی به این فعالیت ها بها ندهندولی این بحث لازم و ضروری است و حتمابایداز سوی مسئولین دانشگاه ها این بحث جدی گرفته بشود. ما نباید از آرام بودن دانشگاه و دانشجو لذت ببریم که الحمدلله امسال هم هیچ اتفاقی در دانشگاه رخ نداد که 16 آذر امسال هم به سلامتی برگزار شد و هیچ کسی سروصدایی نکرد ، این اساسا درست نیست برای آینده ی ما هم خیلی خطرناک است.اگر دانشجو و دانشگاه سیاسی نباشد در حقیقت منجر به بی تفاوتی دانشجو می شود و حتی منجر به بی تفاوتی جامعه می شود؛ چون دانشگاه مرجع در مسائل سیاسی برای جامعه است. دانشگاه وقتی نسبت به مسائل سیاسی بی تفاوت باشد طبیعتا کسانی هم که به این ها مراجعه میکنند آن ها هم آدم های بی تفاوتی خواهند بود.
    لذا به نظر می آید که وظایف مهم دانشگاه ها، مسئولین دانشگاه و متولیان امر در دانشگاه این است که تلاش کنند فضای خوب سیاسی همراه با نشاط سیاسی را در دانشگاه به وجود بیاورند که دانشجویان و دانشگاهیان و حتی اساتید هم باید سیاسی باشندو تحلیل و فهم درست سیاسی داشته باشند.طبیعی است که این متفاوت از سیاسی بازی است ، که می گویند دانشگاه نباید اسیر بازی سیاست مداران باشد و بازی بخورد از سیاست مداران و حزب دارها؛ اما اینکه خود دانشگاهی ، خود دانشجو سیاسی نباشد، اقدام سیاسی نکند ؛ این درست نیست.
    دانشجو باید سیاسی باشد و ما باید وقتی می بینیم دانشجو سیاسی نیست و هیچ اقدام سیاسی، هیچ برنامه ی سیاسی در دانشگاه برگزار نمی شود باید نگران باشیم ، باید نگران چنین دانشگاه و نگران چنین دانشجویانی باشیم؛ اینکه خیلی خطرناک است و بی تفاوتی در این مورد نگرانی های بزرگی در آینده برای ما خواهد داشت.
    سوال: پیشنهاد خاصی در این مورد برای تشکل های دانشجویی دارید؟پاسخ وتوصیه ایشان: من برای خود تشکل های دانشجویی توصیه ام این است که یک مقدار از کارهای حاشیه ای و کارهای کانونی دست بکشند و به کارهای خودشان بپردازند. در این سال های اخیر به دلیل همین بی تفاوتی دانشجویان به مسائل سیاسی منجر به این شده که تشکل ها با ریزش مخاطب مواجه شوند. متاسفانه بعضی از تشکل ها برای جذب مخاطب سراغ کارهایی رفتند که کانون های فرهنگی باید انجام دهند. من توصیه ام این است که واقع دانشجویان را در تشکل ها با برنامه های فرهنگی و کانونی مشغول نکنیم.
    در تشکل ها سعی کنید برنامه های قوی و عمیق داشته باشیم برای بالا بردن سطح بینش بچه ها، تحلیل درست و دقیق و فهم درست بچه ها، به نظرم می شود تشکل ها برای دست یابی به فضای با نشاط سیاسی کمک بکنند. مسئولین دانشگاه از سیاسی بودن دانشگاه و دانشجو واهمه نداشته باشند. شایدشاید با بعضی مشکلات مواجه بشویم، شاید یک سری موانع پیش بیاورد، شاید یک مقدار  بعضی کارها کند پیش بروند ولی این سیاسی بودن دانشگاه و دانشجو در دراز مدت به نفع دانشگاه خواهد بود، به نفع نظام خواهد بود. لذا از آرامش های کاذبی که به وجودمی آید خوشحال نشویم؛ من توصیه میکنم خیلی به دنبال آرام کردن دانشگاه به آن معنا نباشیم .البته دانشگاه باید یک آرامش نسبی برای کار اصلی اش که کار علمی و پژوهشی است داشته باشد، اینطور نیست که فقط به کارهای سیاسی ، اجتماعی بپردازد و از وظیفه ی اصلی اش باز بماند.
    اما این آرامش به معنای هیچ اقدام سیاسی و هیچ کار سیاسی و هیچ فعالیت سیاسی انجام ندادن نیست، این آرامش اصلا آرامش قابل قبولی‌ نیست و خسران به بار می آورد. لذا من توصیه ام این است که یک مقدار فضا را برای دانشجویان و تشکل ها باز بگذاریم و مسئولین دانشگاه در قبال اقدام های دانشجویی یک مقدار سعه ی صدر داشته باشند و هم چنین دانشجویان و تشکل های دانشجویی هم قدر بدانند این امکان و فضا را و بستری که برایشان ایجاد شده . خودشان را مشغول کارهای فرعی و حاشیه ای نکنند و به متن بپردازند و کارهایشان را با نگاه حداکثری پیش ببرند.

    سوال:به نظر شما دانشجو در دانشگاه تبریز در چه حدی حیات سیاسی آگاهانه دارد؟ مثلا با توجه به اتفاقاتی که در سال 59 در دانشگاه تبریز رخ داد (سخنرانی آقای هاشمی که بعد از آن انقلاب فرهنگی رخ داد ) به نظرتان الان نسبت به آن موقع دانشگاه تبریز در چه سطحی است؟ 
    حجت الاسلام انوری: در هر حال هم نسل ها تفاوت دارند و هم اقتضائات زمانی و مکانی هم آن موقع را نمی شود با هم مقایسه اش کرد اما من اعتقادم این است که اگر متولیان امر سیاسی و تشکل ها پای کار باشند و بتوانند بسترهای مناسبی به وجود بیاورند دانشجو ها از مسائل سیاسی کناره گیری نمی کنند . ذات دانشجو شاید یک سری ذوق ها و مذاق ها و مزاج هایش تغییر پیدا کرده شاید یک سری نیازهایش تغییر پیدا کرده اما جوان بودنش که عوض نشده است ، دانشجو جوان است و جوان هم ذاتش عوض نمی شود جوان هم عدالت گر است مطالبه گر است . لذا این بسترهاست که می تواند اینها را متبلور و شکوفا بکند و دانشجوی امروز هم مثل دانشجوی اوایل دهه شصت از حیات سیاسی خوبی برخوردار باشد اگر دانشجو در دانشگاه آن حیات سیاسی مطلوب را ندارد من ایراد را در دانشجو نمی دانم به نظرم ما در دانشگاه نتوانستیم بستر مناسبی را برای این حیات سیاسی به وجود بیاوریم لذا به نظر من مثل یک توپ در زمین ما است. مسئولین و متولیان امر اعم از ماها که مسئول دانشگاه محسوب می شویم یا مسئول تشکل های دانشجویی ، ماها باید بستر ها را فراهم بکنیم . لذا شما با اینکه خیلی ها میگویند دانشجوها علاقه ای به مسائل سیاسی ندارند ولی در همین یکی دو سال اخیر در دانشگاه تبریز دیدیم که برخی از برنامه های سیاسی که از سوی تشکل ها برگزار شده با استقبال خیلی زیادی مواجه شده است حالا اینها تصورشان این بوده که مثلا نصف تالار وحدت پر بشود وقتی برنامه برگزار شده دیدند که از ازدحام بچه هایی که برای شرکت در برنامه سیاسی حضور پیدا کردند درها بسته شده اند، برنامه سیاسی ، نه برنامه جشن و سرور و موسیقی و این حرف ها . لذا من اینطوری حساب میکنم بچه ها همان بچه ها هستند درست است که زمان تغییر پیدا کرده و نسل عوض شده است ولی ذات همان ذات جوانی است و آن مطالبه گری ، عدالت خواهی ، ظلم ستیزی ، زیر بار استکبار نرفتن و زیر یوغ استعمار نرفتن . این خصوصیات قبل از انقلاب  هم در جوان بوده اوایل انقلاب هم بوده به نظرم الان هم هست منتها متاسفانه الان یک بستر مناسب برای تبلور و در حقیقت شکوفایی این استعدادهای نهفته ی وجود جوانان دانشجو نیست .
    یعنی مشکل از آن بستر است ، مشکل از آن امکان شکوفایی است که نتوانستیم فرهم کنیم به نظرم می رسد که می شود آن حیات سیاسی مورد قبول را الان هم دانشجوی امروز بعد از چهل سال انقلاب داشته باشد.
    سوال: براساس راهبردی 18 از فصل 5 سند اسلامی شدن دانشگاهها توجه خاصی به نماز و مسجد محوری از مسائل مهم در این راستا است در این زمینه چه اقداماتی انجام شده؟
     ایشان پاسخ دادند: اگر منظورتون در دانشگاه تبریز است بحث مسجد محوری جزو راهبرد های اساسی نهاد رهبری، در کل دانشگاه ها است. الان تقریبا دو، سه سال است که تلاش ما بر این است که مسجد را محور فعالیت های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی قرار بدهیم.
    شما اگر مطالعه ای داشته باشید در راستای فعالیت مسجد دانشگاه تبریز،‌ ملاحظه می کنید که چند سال پیش دانشگاه مسجد را فقط برای اقامه‌ی نماز باز می‌کرد؛ الان ما امکاناتی در مسجد دانشگاه و در حاشیه ی مسجد دانشگاه فراهم آوردیم، هم برای برگزاری برنامه های عمومی سیاسی، فرهنگی و اجتماعی که نمونه‌اش در این سال های اخیر متعدد از سوی تشکل ها و خود دانشگاه، متعدد برگزار شده؛ هم یک سری جلسات علمی، جلسات فرهنگی و جلسات سیاسی را ما در حاشیه‌ی مسجد، الحمدلله برگزار می شود.
    در این دو، سه سال اخیر مسجد آن محوریت را پیدا کرده است، اما این مطلوب ما نیست و بیش از این جا دارد و باید بیشتر از این و بهتر از این کار بشود؛باید خیلی از برنامه ها محوریتش مسجد باشد. به نظر من این کار مستلزم این است که تشکل های دانشجویی هم بتوانند یک سری برنامه‌هایشان را به طرف مسجد سوق بدهند.یک مقدار ذائقه ها عوض شده، بچه ها تالار پسند شده‌اند دوست دارند در تالار باشند و از جوانب مختلف.تشکل های دانشجویی هم می پسندند که بیشتر برنامه هایشان در تالار ها برگزار بشود ولی به نظر من، ما در مسجد دانشگاهاین آمادگی را داریم و این امکان را فراهم کردیم برای برگزاری انواع و اقسام برنامه‌ها متناسب با فضای معنوی مسجد.تشکل های دانشجویی باید برنامه های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی شان را به طرف مسجد سوق بدهند و به نظرم مسجد میتواند مبدا بسیاری از حرکت ها و جریان ساز باشد مسجد میتواند محل شبکه سازی بین جوانان دانشجو باشه و این توان را هم تشکل های دانشجویی دارند و هم مسجد این ظرفیت را دارد که به محور همه ی فعالیت های فرهنگی، سیاسی در دانشگاه تبدیل شود، به نظرم مسجد دانشگاه تبریز با توجه به موقعیت مکانی و با توجه به جایگاهی که دانشگاه تبریز داره حتی میتواند یکی از مساجد فعال برای شهر باشد. آن بندگان خدایی که بانیان خیر بوده اند و مسجد را ساخته اند، اینگونه ساخته اند  که دری باز بشه از مسجد به بیرون دانشگاه و بشود از مسجد جریان سازی کرد برای بیرون از دانشگاه و مسجد دانشگاه تبریز بتواند نقش خودش را در میان توده ی مردم هم ایفا بکند. به نظر من این ظرفیت در دانشگاه تبریز وجود دارد ما هم آمادگی اش را داریم، منتها نیازمند این است که دیگران هم کمک کنند، مسئولین دانشگاه کمک کنند برای فراهم کردن آن امکانات سخت افزاری اش، جوانان دانشجو مخصوصا تشکل ها، متولیان تشکل های دانشجویی میتوانند در بحث نرم افزاری و برنامه ریزی برای این کار به ما در رابطه با مسجد محوری داشته باشند و بتوانیم ان شاء الله در سال های آتی بیش از این مسجد را محور فعالیت های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی خود قرار دهیم.
    سوال: جهت ارتقای فرهنگ قرآن و عترت میان دانشگاهیان، هم کارکنان و اساتید و هم دانشجویان که در سند اسلامی شدن دانشگاه ها مطرح شده چه اقداماتی انجام شده ؟
    پاسخ ایشان: ببینید در هر حال یک مجموعه ای در دانشگاه شکل گرفته، شورای فعالیت های قرآنی زیر نظر معاونت فرهنگی که  اعضای برخی از تشکل ها هم آن جا عضو هستند، نهاد، کانون قرآن، کانون بسیج، برخی از تشکل ها و کانون ها یک سری فعالیت ها و برنامه ریزی هایی می شود، ما خودمان هم در مسجد دانشگاه به یک سری مباحث قرآنی پرداخت میکنیم، در طول سال جلساتی برگزار میکنیم، مسابقاتی برگزار می شود، به نظر شخص من که میشود خود من هم مورد انتقاد قرار بگیرم که خود من هم این را تصدیق میکنم که این مقدار از فعالیت قرآنی برای دانشگاه تبریز مطلوب نیست.باید دوستانمان، هم دانشجویان هم مسئولین کمک کنیم با همدیگر سطح فعالیت های قرآنی را ارتقاء بدهیم و به قرآن آموزی اکتفا نکنیم ما باید به مفاهیم قرآنی، به تدبر در قرآن و دستورات الهی قرآن بپردازیم.
    مقام معظم رهبری هم در اولین روز از ماه مبارک رمضان که امسال به صورت مجازی این جلسه برگزار شد که در پایان یک سری فرمایشات داشتند مربوط به پرداختن به قرآن و عمل به قرآن، به نظر من ما خیلی کار داریم برای قرآن انجام بدهیم و کم کاری زیادی هست در دانشگاه، در جامعه هم هست و در دانشگاه هم بیشتر است، متاسفانه نسبت به قرآن آنقدری که شأن قرآن  است و وظیفه داریم کار صورت نمی‌گیرد و باید بیش‌تر تلاش کنیم. اما یک سری اقدامات خوبی هم از سوی کانون های قرآن، تشکل های مختلف، نهاد و امثال این ها انجام می گیرد ولی به نظر من مطلوب نیست و ما بیش از این ها باید به بحث قرآن بپردازیم.
    سوال: در انتخاب رئیس دانشگاه، مسئولین مهم و مؤثر چه نظارت هایی از جانب نهاد های مربوطه در راستای همین هدف اسلامی شدن دانشگاه وجود دارد؟  
      ایشان در پاسخ گفتند: رؤسای دانشگاه، از سوی وزیر انتخاب می شوند و در شورای عالی انقلاب فرهنگی هم تایید میشوند؛ این افراد برای پذیرفتن ریاست دانشگاه شاخص های اولیه ای را باید داشته باشند و این کمابیش لحاظ می شود ولی به نظر من ساز و کار درست و مناسبی برای ارزیابی افراد برای انتخاب به عنوان رئیس دانشگاه وجود ندارد و متاسفانه یک مقدار هم سیاسی کاری هم اتفاق می افتد؛ یعنی هر دولتی می آید طبیعی است که وزیرش هم بر اساس تفکرات همان دولت است و مقداری سیاسی و حزبی عمل می شود درانتخاب رئیس دانشگاه و اینگونه نیست که مسائل سیاسی و حزبی را لحاظ نکنند، اما به نظر من در بین همان افرادی که حتی با لحاظ آن نگاه های سیاسی و حزبی می‌خواهند به عنوان رئیس دانشگاه انتخاب بکنند، متاسفانه خیلی جنبه های مورد نظر شما در نظر گرفته نمی شود.یعنی در انتخاب رئیس دانشگاه سند اسلامی شدن دانشگاه ملاک نیست.مثلا می خواهند کسی را به عنوان رئیس دانشگاه انتخاب بکنند بگویند این فرد چقدر میتواند سند اسلامی شدن دانشگاه را در دانشگاهش پیاده کند.
    متاسفانه بعضا مشاهده می شود که بعضی از رؤسای محترم دانشگاه ها از سند اسلامی شدن دانشگاه ها اطلاعی ندارند و نخوانده اند البته بعضی ها؛ بعضی ها هم فقط خوانده اند، اهل عمل نیستند و خیلی به این اسناد توجه ندارند. من اطلاعی ندارم که در انتخاب رؤسای دانشگاه ها این موضوع لحاظ بشود . مثلا سند مهندسی فرهنگی؛ من بعید می دانم در انتخاب رئیس دانشگاه توجه داشته باشند  که این آقایی که انتخاب می‌کنیم مهندسی فرهنگی را می تواند بکند ؟ سند جامع علمی را می تواند پیاده بکند؟ 
    خیلی این موارد مد نظر قرار نمی گیرند و باعث تاسف است.
    به عنوان سوال آخر  یا انتقاد، نهادینه سازی فرهنگ حجاب و عفاف از نکاتی است که در سند اسلامی شدن دانشگاه ها به آن تاکید شده است ولی در دانشگاه تبریز در این حوزه ایرادات زیادی دیده می شود. گاهی اوقات برخورد بسیار تند و مغایر با کرامت انسانی از جانب حراست دیده می شود در صورتی که بعضی رفتارهای مغایر با  شئون محیط دانشگاه هم رقم می خورد با این حال برخوردی دیده نمی شود . نظرتان در این مورد چیست؟
    نماینده نهاد رهبری دانشگاه تبریز در پاسخ گفتند: من سه تا نکته عرض میکنم : اول اینکه متولیان فرهنگی اعم از نهاد رهبری، تشکل ها، کانون ها، معاونت فرهنگی و امثالهم وظیفه ی خودشان را در رابطه با ترویج عفاف و حجاب درست انجام نمی دهند . کارهایی انجام می شود ولی به نظر من کم کاری در بین متولیان است.این یک نکته؛ یعنی بخش اولش را بر میگردانم به خودمان، به نظر من ما یک کم  کاری در بحث عفاف و حجاب داریم، بیش از این و بهتر از این می توانی کار کنیم و می توانستیم تا الان کار بکنیم و نکردیم.فقط داریم اعتراض می کنیم. این یک نکته. نکته ی دوم این است که من صراحتا عرض می‌کنم برخی از مسئولین دانشگاه اعتقادی به بحث عفاف و حجاب ندارند البته نه اینکه به اصل حجاب و عفاف اعتقادی نداشته باشند ولی برای کنترل بحث بی حجابی و بدحجابی و پوشش های نامناسب ندارند ما هم هر چه پیگیری می کنیم، مطالبه می کنیم اعتقاد ندارند، قبول ندارند. حالا چطور این ها در دانشگاه، مسئول و مدیر شدند این بماند ولی واقعا هیچ اعتقادی به برخورد  با ناهنجاری در رابطه با بحث حجاب و عفاف ندارند.این هم نکته ی دوم. نکته ی سوم این است که در بحث عفاف و حجاب در دانشگاه، ما شورای عفاف و حجاب داریم که اعضایی دارد، آیین نامه هم دارد که از سوی وزارت هم هست، این شورای عفاف و حجاب یا کل مجموعه ی دانشگاه در برخورد با بحث عفاف و حجاب، چه به لحاظ ترویج عفاف و حجاب و چه به لحاظ برخورد با ناهنجاری های مربوط به عفاف و حجاب هیچ برنامه ی منسجم، دقیق و دراز مدتی ندارد. لذا به صورت فصلی برخورد میکند و این برخورد فصلی هم به خاطر فشار هایی است که از سوی متدینین دانشگاه وارد می شود، چون فصلی و بدون برنامه  و هدف این اتفاق می افتد منجر به برخورد های بعضا تند می شود که باعث بدبینی به به بحث عفاف و حجاب در بین دانشجویان می شود؛ لذا من این سه نکته را در رابطه با بحث عفاف و حجاب که می بینم در دانشگاه مهم است عرض میکنم : یک_ ما متولیان امر در بحث حجاب خیلی جدی باشیم و کم کاری نکنیم.
    دوما_ مدیران و مسئولانی که اعتقادی ندارند به بحث مقابله با ناهنجاری ها در بحث عفاف و حجاب و ترویج عفاف و حجاب این ها را باید یک کاری کرد یا کنار گذاشته شوند یا هر برخورد دیگری، به هر حال کسی که در نظام اسلامی مدیر است و مسئولیت دارد و ذیل پرچم نظام جمهوری اسلامی دارد مدیریت میکند قطع به یقین باید اعتقاد به حجاب و عفاف داشته باشد، اعتقاد به برخورد با ناهنجاری های عفاف و حجاب داشته باشد. چون اعتقادی ندارند به بهانه های مختلف  از زیر کار در می روند یک بهانه هایی می آورند و بهانه های مختلف دوست ندارند این کار ها را انجام دهند
    سوم_ هم این است که ما برنامه ی درست و حسابی برای بحث عفاف و حجاب نداریم، چه در جهت ایجابی اش که بحث ترویج عفاف و حجاب باشد و چه جهت سلبی اش که برخورد با ناهنجاری مربوط به این حوزه باشد چون برنامه نداریم تحت فشار جامعه ی متدین دانشگاه میخواهیم یک سری کار انجام بدهیم که این هم فصلی است و دائمی نیست منجر به یه سری برخوردارد های نامتناسب از سوی برخی از متولیان دانشگاه با دانشجوها می شود و چه بسا این ها بعضا تبعاتی داشته باشه.

  • ۱ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • انجمن اسلامی دانشجویان دفتر تحکیم وحدت
    • چهارشنبه ۲۸ خرداد ۹۹

    روز قدس و غیاب مساله فلسطین در ایران

    بسم الله الرحمن الرحیم

    جمعه شب، 2 خرداد مصادف با روز جهانی قدس، گفتگویی زنده داشتیم با محمد اصغری، فعال عدالت‌خواه و مسائل فلسطین حول موضوعات مربوطه و به خصوص غیاب مسئله فلسطین در ایران.

    شما دوستان را دعوت می‌کنیم به تماشای فیلم این گفتگو:

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • انجمن اسلامی دانشجویان دفتر تحکیم وحدت
    • شنبه ۳ خرداد ۹۹

    چه شد کارمان به اینجا کشید..

    متن سخنرانی علی دهقان؛ دبیر دفتر تحکیم وحدت در دیدار تشکل های دانشجویی با رهبر معظم انقلاب:
    چه شد که کارمان به اینجا کشید؟ جمهوری اسلامی که با مشارکت ۹۸ درصدی متولد شد به مشارکت ۴۲ درصد رسید، این یعنی انفعال جمهوریت.
    معتقدیم نظام جمهوری اسلامی با راهبرد دوگانه امنیت - مشارکت، مردم را فقط به سمت مشارکت‌های مطلوب از نظر خود همچون انتخابات سوق می‌دهد و مشارکت‌های نامطلوب همچون اعتراضات را به رسمیت نمی‌شناسد، این نگاه کانالیزه شده در برخورد با مشارکت‌های مردمی به خصوص در اعتراضات و انتخابات نیازمند تحولی جدیست تا جمهوریت منفعل، در گام دوم انقلاب به جمهوریت پویا تبدیل شود:
    اول؛ تحول در وضعیت اعتراضات:
    مگر غیر از اینست که اصل ۲۷ قانون اساسی شوخی نمادین حاکمیت با مردم است؟ برای مهار کرونای منحوس پروتکل داریم و با قائده عمل می‌کنیم، اما ۴۲ سال از عمر انقلاب اسلامی می‌گذرد و یکبار هم به مردم نگفته‌ایم که در تجمعات چگونه رفتار کنند، هنوز نگفته‌ایم که به فرض اگر در وسط اعتراضات مسالمت آمیز، شورشی برپا شد یا اسلحه‌ای دیدند چگونه عمل کنند، رفتار و گفتار مسئولین تنها این پیام را از سوی حاکمیت به مردم مخابره می‌کند که اعتراضات شما برای ما مهم نیست و اگر ناکارآمدی در کشور دیدید فقط تحمل کنید. ما باور داریم که همان دستگاه‌های امنیتی که می‌توانند منطقه را امن کنند، می‌توانند امنیت اعتراضات داخل را نیز تامین کنند.
    دوم؛ تحول در وضعیت انتخابات:
    واقعیت اینست که لیست‌های انتخاباتی دو جریان موجود در کشور، بخش مهمی از تفکرات حاضر در جامعه را نمایندگی نمی‌کنند، به همین جهت باور داریم از ضروری‌ترین اولویت‌های مجلس یازدهم، تصویب نظام انتخاباتی تناسبی، منطبق با سیاست‌های ابلاغی حضرتعالی برای انتخابات است، البته اینجا نیز اگر اراده‌ای از سوی حاکمیت نباشد همچون مجلس ششم تا دهم تصویبی در کار نخواهد بود.
    علاوه بر اعتراضات و انتخابات اولویت‌های دیگری نیز وجود دارد که مشارکت‌های ایستا و مقطعی مردم را به مشارکت‌های پویا و استمراری تبدیل کند که تنها به ذکر یک مورد دیگر بسنده می‌کنم:
    نهضت ملی مبارزه با فساد:
    سالهاست فساد در لایه‌های مختلف نظام اداری کشور کم یا زیاد رخنه کرده است و به دلیل عدم زیرساخت قانونی مناسب، مردم نیز در مواجهه با هر دستگاهی صرفا می‌توانند نظاره‌گر این مفاسد باشند، در حالیکه نظارت مستمر مردمی در کنار نظارت متمرکز حکومتی می‌تواند نهضت ملی مبارزه با فساد ایجاد کند که این اتفاق نیز معطل تصویب طرح حمایت از گزارشگران فساد در مجلس است.
    و، اما پاشنه‌ آشیل جمهوری اسلامی، صدا و سیما:
    مدت‌هاست که صدا و سیمای سردرگم و بدون راهبرد جمهوری اسلامی در نهایت محافظه کاری، گفتگوی مردم با مردم یا مردم با حاکمیت را قدغن کرده و تبدیل به روابط عمومی حاکمیت شده است، البته این اتفاق مطلق نیست و استثنائاتی هم دارد که برای یک مجموعه عریض و طویل، چنین استثنائات سهوی دور از ذهن نیست. متاسفانه مسئولین صدا و سیما همچون مسئولین شورای عالی فضای مجازی در جنگ شناختی علیه جمهوری اسلامی، تنها نظاره‌گر بمباران باور‌های مردم‌اند و ککشان هم نمی‌گزد که سرمایه‌ی اجتماعی نظام دارد بر باد می‌رود.
    آگاهی نیاز اصلی مردم در این جنگ همه جانبه است؛ که متاسفانه با رویکرد سیاست زده و امنیتی در مدیریت صدا و سیما و با هدایت عقل منفصل رسانه‌ی ملی یعنی شورای عالی امنیت ملی، نیاز آگاهی در بزنگاه‌ها به جای تامین از سوی نظام، توسط رسانه‌های معاند نظام تامین می‌شود.
    و، اما مسئله‌ای در باب خانواده؛ اولین نهاد اجتماعی‌ای، که مانع از هزاران بحران پیدا و پنهان برای جامعه‌ی ماست، ولی برای پیشگیری از بحرانِ خودِ آن فکری نمی‌شود. نظام یک جا باید به تعارض بین ارکانش پایان دهد و تعارف را کنار بگذارد؛ آیا نهاد خانواده و مسائل آن جدی گرفته می‌شود؟ یا خیر؟
    اکنون در آستانه ششمین سالگرد ابلاغ سیاست‌های کلی جمعیت، باز هم باید شاهد گزارش‌های عریض و طویل، اما ویترینی آقایان باشیم؛ این در حالی‌ست که از یک طرف ۳ میلیون زوج نابارور هنوز در انتظار درمان رایگان هستند و از طرف دیگر مشکلات پیشِ روی ۱۲ میلیون جوان ایرانی موجب تاخیر در ازدواج و به تبع آن تاخیر در فرزند آوری شده، همچنین نهاد‌های منفعل فرهنگی آشکارا ضد سیاست‌های جمعیتی عمل می‌کنند و در این میان، متاسفانه نبودِ «زیرساخت اجتماعی مادری» نیز مزید بر علت شده است؛ فاجعه اینجاست که در جمهوری اسلامی نقش مادری آنقدر نادیده گرفته شده، که برخی اساتید دانشگاه، به خود اجازه می‌دهند تا همکاری با زنان را مشروط به عدم فرزندآوری کنند.
    همین مسئله در مشاغل نیز به نوعی وجود دارد و چه بسیارند زنانی که با نبود حمایت‌های این چنینی، بین نقش مادری و فعالیت اجتماعی همچنان در تعارض مانده‌اند یا به ناچار مجبور به انتخاب یکی شدند.
    بحران جمعیت تنها یکی از بحران‌های پیشِ روی خانواده است که با وجود مشخص بودن راهکار‌ها و حتی گاهی تخصیص بودجه، تنها به دلیل اهمال متولیان، روز به روز شدیدتر می‌گردد.
    مسئولان باید بدانند که نتایج بی‌تفاوتی‌شان، نه حال، بلکه آینده یک ملت را نشانه رفته و با شکست نهاد خانواده باید شاهد «انهدام اجتماعی» باشیم؛ و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • انجمن اسلامی دانشجویان دفتر تحکیم وحدت
    • چهارشنبه ۳۱ ارديبهشت ۹۹

    خدا علی را نیامرزد؟!

    شهادت امام علی

    زنی مراجعه کرد به معاویه و با او بر سر موضوعی بحث و جدل کرد. معاویه از این گستاخی و جسارت زن در گفتگوی بی محابایش ناراحت شد و به او گفت «خدا علی را نیامرزد» که او این رسم را فراگیر کرد. منظور او چه بود؟ رسم هم‌ترازی حاکم و شهروند، پارادایم نقد پذیری حاکمان، آیین اعتراض بدون لکنت به حاکم و رسم بدهکاری حاکم و طلبکاری شهروند.

    این روایت را که در یک سخنرانی شنیدم و به فکر فرورفتم. آیا علی(ع) فقط همین هنجارشکنی را انجام داد؟ جواب این بود: هنجار شکنی‌های او بیش از اینهاست! به ۷ نمونه اشاره می کنم.

    1- به روایت محققان تاریخ، در دوران حکومت ایشان زندانی سیاسی گزارش نشده است. آن هم آن زمانی که امیر مالک جان و مال و ناموس مردم بود و زندانی سیاسی امری رایج.

    2- امروزه می‌شنویم که مدیران ارشد کشورها شامل نخست‌وزیران و روسای جمهور، به خاطر تخلفات مالی در زمان مسوولیت یا بعدش محاکمه می‌شوند و این را نشانه آزادی و عدالت می.دانیم. ایشان به دادگاه فراخوانده شد. از طرف یک جایگاه والا؟ نه! به شکایت یک فرد عادی. یک رییس قبیله؟ نه یک شهروند معمولی! یک مسلمان؟ نه یک اقلیت! و جالب اینجاست محکوم شد و جالب تر اینکه پذیرفت! اعتراف می‌کنم همین که او توسط یک شهروند معمولی اقلیت غیرمسلمان به دادگاه فراخوانده می‌شود و در دادگاه حاضر می‌شود هنوز برای من قابل هضم نیست. چه برسد به محکوم شدنش!

    3- خود را بدهکار مردم می‌دانست نه طلبکار. حتما شنیده‌اید در خانه زنی که همسرش را در یکی از جنگ‌ها از دست داده بود به صورت ناشناس رفته بود و برایشان نان می‌پخت و با بچه‌ها بازی می‌کرد و آن زن هم پیاپی علی را نفرین می‌کرد. و در انتها که متوجه شد که او همان علی است حاکم سرزمین‌های پهناور. علی خاضعانه گفت: شما ببخشید که تا کنون مشکلات شما را حل نکرده بودم، از درگاه خدا بخواهید که على را ببخشد.

    4- به گواهی تاریخ، مخالفینش در مسجد علیه او و رو در روی سخن می‌گفتند و چند ساعت بعد برای گرفتن حق خود از بیت‌المال می‌آمدند. هنوز هم باور کردنش سخت است.

    5- زمانی که در جنگ‌های عرب، مثله کردن (بریدن گوش یا بینی و اعضا) امری رایج بود او دستور نظامی شدید می‌داد (و نه اینکه صرفا توصیه اخلاقی نرم کند) که کشتگان را مثله نکنید، فراریان را تعقیب نکنید و مجروحان را نکشید و ...

    6- کافیست امروز در گوگل جستجو کنید تصویر حضرت علی. تصویری که می‌‌آید فردی جدی و مقتدر در کنار شیر و شمشیر (ذوالفقار). این تصویر سال‌هاست در ذهن من و شما نشسته چه بخواهیم چه نخواهیم. اما به ما نگفتند که در یکی از جنگ‌ها، ۱۲ هزار نفر از متعصب‌ترین افراد اعلام جنگ کردند. صبورانه با آن‌ها گفت‌وگو کرد و آن قدر مدارا و نرمش و تعامل کرد که ۱۲ هزار نفر به ۴ هزار نفر رسید سپس به ۱۵۰۰ نفر. هنر استراتژیست‌های جنگی آن است که در جنگ با کمترین خونریزی فاتح شوند و علی اینگونه بود. منتهی برای من و شما ذوالفقار علی بیش از گفتگوی علی تبلیغ و ترویج شده. زمانی که او برای گفتگو، تعامل، مکاتبه، محاجه، توافق، مذاکره گذاشت بسیار بسیار بیشتر از جنگ بوده است اما ...

    7- او با زندانیان (البته گفتم که زندانی سیاسی نداشتند) مانند یک انسان برخورد کرد. گفته می‌شود تا قبل از او زندانیان در چاه‌های عمیق و به شیوه‌ای غیرانسانی نگه داری می‌شدند. او برای اولین بار برای زندانیان، فضای مناسبی برای طی کردن دوران محکومیت فراهم کرد و برای حقوق زندانیان مانند یک انسان، ارزش قائل شد.
    هنجارشکنی‌های او بسیار بیشتر از این حرف هاست.

    تجویز راهبردی:
    شاید بد نباشد که امسال فقط برای فرق شکافته علی گریه نکنیم. برای خود گریه کنیم. اصلا فرق علی شکافت که ترک در دانسته‌های من و تو ایجاد شود. که فرق ذهنیت‌ها، تعصب‌های و جاهلیت‌های من و تو شکافته شود. عجیب است ما برای کسی گریه می‌کنیم که هیچ شباهتی به او نداریم. بیش از شمشیر علی، به منطق علی (ایجاد توافق از طریق مفاهمه) و بیش از عدالت اقتصادی علی به عدالت سیاسی (برابری حاکم و شهروندان فارغ از جنسیت و نژاد و مذهب) و بیش از جنگ علی به آشتی او تمرکز کنیم. باشد که به برکت آن حضرت آمرزیده شویم.

    دکتر مجتبی لشکربلوکی

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • انجمن اسلامی دانشجویان دفتر تحکیم وحدت
    • يكشنبه ۲۸ ارديبهشت ۹۹

    چالش شورای هماهنگی سران قوا|ضعف مجلس مجوز به توپ بستن مجلس نیست

    شورای هماهنگی اقتصادی سران قوا یکی از تاریک‌ترین و دارای ابهام‌ترین نهادهای جمهوری اسلامی است که در حیات تقریبا کوتاه خود تصمیمات بحث برانگیزی از کانال این نهاد برای کشور گرفته شده است. برای آشنایی بیشتر با این نهاد و تا حد امکان روشن‌تر کردن این نهاد در اذهان عمومی، با دکتر علی صابری تولایی، استاد حقوق دانشگاه امام صادق(ع) گفت و گو کردیم.

    +آقای دکتر شما حقوقدان هستید؛ طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، وضع قوانین و تصمیم‌گیری در مورد مسائل داخلی و خارجی بر عهده‌ی چه نهادی است؟

    -البته در مسائل فقط وضع قوانین نداریم؛ بیشتر در قالب معاهدات و ... خودش را  نشان می‌دهد که بالاخره تصمیم گیر اصلی مجلس است. این مشخص است همه معاهدات باید به تصویب مجلس برسد و روشن است.

    +اما از سال ۹۷ نهادی به نام شورای سران قوا ایجاد شد و تصمیمات مهمی گرفته است. این نهاد جایگاه حقوقی و قانونی دارد یا صرفا حکم حکومتی است؟

    -اسم اصلی‌اش شورای هماهنگی اقتصادی سران سه قوه است که به طور خلاصه به آن شورای سران قوا  می‌گویند. ببینید این یک مقدار جای بحث دارد و جواب سر راست ندارد. آن چیزی که مشهور است بین حقوقدانان و تلقی مشهور بین حقوقدانان، ظاهرا این است که این شورا در ساختارهای قانونی متعارف کشور جایگاهی ندارد. ساختارهای متعارف یا در قانون اساسی تعریف شده و برایشان اختیارات و وظایفی آمده یا بر اساس نهادها که خود قانون اساسی تاسیس کرده و اختیاراتی به آنها داده ذیل آن اختیارات که قانون اساسی به آنها داده تاسیس شده است؛ مثلا قانون اساسی به دولت اجازه تاسیس یک مجموعه را داده است که باید ذیل آن قوانین که به آن اختیارات داده عمل کند. شورای سران قوا ذیل هیچ کدام از آنها نیامده. پس بنابراین در چارچوب ساختارهای متعارف قانونی نمی‌گنجد. این از مبنای اول که این شورا عاری از این مبناست. یعنی شورای هماهنگی جزو مبنای اول نیست.

    اما مبنای دوم حکم حکومتی است که تلقی متعارف این است که این شورا مبنای حقوقی‌اش حکم حکومتی است. حالا آیا اینکه ولی فقیه اجازه صدور حکم حکومتی یا تاسیس نهادهای فراتر از نهادهای متعارف قانونی را دارد یا نه خودش محل بحث است. ولی خوب بر اساس برداشت متعارف‌تری بله ولی فقیه می‌تواند اختیاراتی دارد طبق قانون اساسی ما. ولایت مطلقه است و ذیل این ولایت مطلقه می‌تواند تصمیماتی فراتر از قوانین متعارف بگیرد و می‌تواند فراتر از اختیارات و صلاحیت‌های متعارف نهادها در نظام جمهوری اسلامی ایران تصمیماتی بگیرد یا می‌تواند وضع یک ساختار و نهاد بکند به مجموع این اجازه‌ها و اختیارات رهبری حکم حکومتی می‌گوییم. در نظام حقوقی ما ولی فقیه اجازه دارد احکامی را صادر کند که این احکام مقید به قوانین موجود فعلی و متعارف و مقید به صلاحیت‌های تعریف شده برای نهادهای سیاسی و حقوقی نیست یعنی می‌تواند فراتر از این‌ها تصمیم بگیرد.

    این به لحاظ مبنایی. یعنی ولی فقیه این اختیارات را دارد و عملاً هم در تمام این ۴ دهه، چه در دوران رهبری حضرت امام، چه در دوران رهبری حضرت آیت الله خامنه‌ای از این اختیار استفاده‌هایی شده است و موارد روشنی هست که استفاده شده.

    احکام حکومتی در دوران امام صادر می‌شد. حضرت امام هم حکم تاسیس نهادهایی را می‌دادند که این نهادها تعریف قانونی متعارفی نداشتند و فراتر از اینها بودند که دستوراتی مستقیم می‌دادند که بازهم تعریفی که ذیل قوانین متعارف نمی‌گنجید. در دوره‌ی رهبری آیت الله خامنه‌ای همین اتفاقات افتاده است. مواردی هم هست شاید نزدیک ۱۰ مورد یا در همین حدود که می‌شود احکام حکومتی را برشمرد؛ مثلاً در مورد لایحه‌ی اصلاح قانون مطبوعات که در مجلس ششم مطرح شد، حکم حکومتی بود. ایشان حکم حکومتی دادند برای خارج شدن این لایحه از دستور کار مجلس. این تعریف حقوقی به معنای متعارف نداشته. اعمال اختیار فراحقوقی، فراقانونی و ولایی بوده یا مثلاً در مورد تایید صلاحیت بعضی افراد، تاسیس بعضی نهادها مانند شورای عالی فضای مجازی و از این دست موارد بوده است.

    حالا این بحث مبنایی و تاریخی که هم امکانش به لحاظ حقوقی هست هم به کار برده شده. اما سوال این است که آیا مبنای شورای عالی هماهنگی اقتصادی، حکم حکومتی است یا خیر؟ در این زمینه متاسفانه نمی‌توانیم و منبع مشخصی نداریم که بتوانیم حکم روشنی بدهیم. یکی از دلایل سردرگمی ما این است که ما نمی‌دانیم اصلاً این شورا چه اختیاراتی دارد و چه صلاحیت‌هایی دارد. اگر صلاحیت این شورا فقط هماهنگی و تنظیم روابط است و قرار نیست تاسیس مقرره بکند، قرار نیست حکم الزام‌آوری بدهد، اگر فقط هماهنگی باشد، آن جا نیاز به حکم حکومتی نیست و خود سران قوا می توانند ابتکار عمل به خرج دهند و یک جایی را تشکیل دهند برای هماهنگی درون سازمانی. رهبری هم چون نهادها و قوای سه گانه طبق قانون اساسی زیر نظر رهبری عمل می‌کنند می‌توانند برای هماهنگی بیشتر این‌ها، چنین دستوری بدهند. اما ظواهر حاکی از آن است که این شورا فقط برای هماهنگی بین قوا تأسیس نشده است. این شورا تاسیس شده و اختیارات دارد برای وضع مقرره. کما اینکه تجربه ثابت کرده است در مواردی مقرره‌های جدی وضع کردند.

    خوب با این وضعیت در چارچوب متعارف نباید دنبال مبنا باشیم. باید حتماً برویم سراغ حکم حکومتی. آیا این شورا بر اساس حکم حکومتی ایجاد شده یا نه نمی‌دانیم. دقیقا مشخص نیست. یک سر نشانه‌هایی و در واقع اشاره‌هایی از طرف رهبری صادر شده است که دلالت دارد بر این که این نهاد محصول حکم حکومتی ایشان است؛ مثلاً اینکه رهبری فلان تصمیم این‌ها را تایید کردند یا اینکه رهبری در یکی از سخنان‌شان می‌گویند مسئولان دولتی و مجموعه‌ای از مدیران اقتصادی بودند و در این جلسه پیشنهاد شد یک ترتیبات ایجاد بشود برای هماهنگی بهتر برای تصمیمات اقتصادی کشور و اداره اقتصاد کشور و مبارزه با تحریم‌ها که رهبری فرمودند بله به نظر من همین خوب است و بله ما این پیشنهاد را پذیرفتیم. خوب این یک نشانه است که می‌تواند استفاده شود. نشانه‌ی دیگر همین تاییدی که ایشان بر تصمیمات شورا داشتند. یکی از مهمترین تصمیمات هم اصلاح قیمت بنزین بوده. ولی از طرف دیگر تعدادی دلیل می‌توان آورد که این حکم حکومتی نیست. اولا در تاریخ جمهوری اسلامی ایران موارد زیادی بوده است که احکام حکومتی برای موضوعات خاص صادر شده یا با حکم حکومتی نهادی تاسیس شده است و تجربه‌های زیادی در این زمینه داریم. همه‌ی این تجربه‌ها یک فرم و رویه مشخص داشته است. تاسیس این شورا از هیچ کدام از این فرم‌ها تبعیت نمی‌کند. یعنی هیچ کدام از این قالب‌ها را ندارد. مثلاً اولاً همیشه سریعاً حکم صادر شده است. یعنی هر حکم حکومتی که داشتیم ولی فقیه سریع حکم داده است. معمولاً هم حکم مکتوب داده است؛ مثلاً شورای عالی انقلاب فرهنگی با حکم حکومتی حضرت امام تاسیس می‌شود. این حکم داشته است. متن این حکم وجود دارد. اگر به مجموعه‌ی اسناد سایت صحیفه امام بروید از این فرمان تشکیل‌ها هست که مکتوب  حکم حکومتی داده شده است یا همین رهبری فعلی، فرمان تشکیل شورای عالی فضای مجازی را داده است. همین الان اگر شما مراجعه کنید می‌توانید یک متن مشخص و حساب شده را پیدا کنید که ریز اختیارات و وظایف این نهادهایی که با حکم حکومتی تشکیل می‌شده، در متن فرمان می‌آمده است. اعضای شورا در این فرمان می‌آمده است. شما می‌بینید سالیانه تعدادی از اعضای مثلاً شورای عالی انقلاب فرهنگی و شورای عالی فضای مجازی تغییر می‌کنند. رهبری هر سالی حکم مکتوب می‌دهد. ولی در مورد شورای هماهنگی سران، مطلقاً چنین حکمی نداریم یا لااقل ندیدیم. اگر هم هست بالاخره طبیعتاً دفتر رهبری باید منتشر می‌کرده و اصلاً متنی نیست که ما بدانیم اعضای شورا چه کسانی هستند.

    در ابتدا یک تعداد بودند و بعدها خبری آمده که تعدادی اضافه شدند. نه اینکه افراد، بلکه تعداد عضوها نیز تغییر کرده و اضافه شده است. آیا فرمان جدید برای اضافه شدن‌شان آمده یا نه؟ هیچ چیزی معلوم نیست. در مورد وظایف و اختیارات‌شان هم هیچ چیزی معلوم نیست. در چه حیطه‌هایی می‌توانند دخالت کنند؟ هیچ چیزی معلوم نیست. ما هیچ وقت اصلا سابقه نداشته که حکم حکومتی بیاید انقدر گنگ و مبهم که معلوم نباشد و اگر حکم حکومتی به این ترتیب صادر شده باشد محل اشکال است و این که چنین چیزی نیامده، ظاهر بر این است که اصلاً چنین حکم حکومتی وجود نداشته و نیامده است. یعنی رهبری با یک پیشنهاد اداری عده‌ای موافقت ضمنی کرده است و نه اینکه حکم حکومتی بدهد. این یک نشانه است برای اینکه این شورا دارای مبنای حکم حکومتی نیست. نشانه‌ی دیگر در اظهارات رهبری معلوم می‌شود که رهبری معمولاً وقتی نظرات این‌ها را تایید می‌کند عبارات‌شان ظهور این را دارد که نه به عنوان نظرات حکومتی خودشان، بلکه رهبری به عنوان یک نهاد ساختاری که جایگاه قانونی دارد و وابسته به رهبری نیست، از نظرات آن حمایت می‌کند. اصلاً در مورد همین تصمیم اصلاح قیمت بنزین، ما  هیچ جا تایید رهبری را ذیل این دستور ندیدیم. یعنی گفته می شود که رئیس جمهور گفتند که رهبری نامه را امضا کردند و تایید کردند؛ ولی اصلاً منتشر نشده است و ما ندیدیم و هیچ اطلاعاتی در مورد آن نداریم.

    رهبری بعد از چند روز، در این مورد فرمودند که من در این نظر متخصص نیستم و تصمیم سران نظام را من قبول کردم. خوب یعنی اینکه این حکم حکومتی نیست. خوب ما از این عبارت، این را می‌فهمیم که من مجلس را همیشه حمایت می‌کنم، رئیس جمهور هر تصمیم بگیرد من حمایت می‌کنم، این هم یک مجموعه است، در ساختار نظام جایگاهی دارد و از آن حمایت می‌کنم. عبارت رهبری دلالت بر این می‌کند. و الا اصلاً لازم نبود رهبری توجیه کنند و بگویند که کارشناسان گفتند. اگر نظر خود رهبری بود اصلاً لازم نبود این چیزها را بگویند؛ مثلاً در موارد دیگر همین را می‌گویند. رهبری می‌گویند نظر من است.

    ذیل همین نشانه و اشاره یک شاهد دیگر هم بیاورم بر اینکه این حکم حکومتی نیست. بعد از این تصمیم گرفته شده در مورد اصلاح قیمت بنزین و  اعتراضاتی که شد، نشریه‌ی خط حزب الله که دفتر رهبری منتشر می‌کند و ظهور بر این دارد که بلاخره ما این را  مواضع رسمی دستگاه رهبری بدانیم -اگر این گونه حساب نکنیم خیلی افتضاح می‌شود که بیت رهبری یک چیزی را منتشر کند که هیچ ربطی به رهبری ندارد- نشریه برای توضیح این داستان و نظر رهبری می‌گوید که رهبری همیشه از ساختارهای قانونی حمایت کردند و اینجا چون تصمیم توسط سران قوا گرفته شده ایشان نیز تایید کردند. این حرف یعنی این که این حکم حکومتی نیست. ساختارهای قانونی هم یک تصمیم گرفتند رهبری همان گونه که از ریاست جمهوری حمایت می‌کند، از مجلس حمایت می‌کند، از قوه‌ی قضاییه حمایت می کند، از این هم حمایت کردند. خوب من در مقدمه‌ی اول خود گفتم که این شورا در ساختار رسمی جایگاهی ندارد. اینجا سردرگمی بیشتر می‌شود. اگر این در ساختار نیست، رهبری از چیزی حمایت کردند که در ساختار نیست. نشریه می‌گوید که حکم حکومتی نیست. از چیزی که درساختارها است حمایت کردند. خوب ما می‌گوییم که در ساختار نیست. از این نشانه‌ها بیشتر به نظر می‌رسد که حکم حکومتی نیست.

    عرض کردم تلقی مشهور حقوقدانان ایرانی فعلاً این است که مبنای این شورا حکم حکومتی است و نه ساختار. اما از آن طرف، ما از این نشانه ها این گونه برداشت می‌کنیم که حکم حکومتی نیست؛ چون هیچ کدام از سه نشانه‌ای که عرض کردم را ندارد. اولاً تاسیس آن شبیه هیچ کدام از نهادهای تاسیس شده حکومتی نیست و هیچ فرمانی ندارد. اعضای شورا هر روز کم و زیاد می‌شود. اگر فرمان باشد باید طبق فرمان، عضو برایش تعیین کنند نه اینکه هر روز اعضایش کم و زیاد شود. دوم اظهارات رهبری که می‌گویند من تصمیمات دیگران یعنی یک ساختار دیگری را قبول کردم نه که نظر شخص من باشد. و سوم این نشریه متعلق به بیت رهبری که صریحاً می‌گوید رهبری از تصمیمات ساختار حمایت کرده است. بنابراین مبنای حقوقی که خیلی سردرگم است، اگر در ساختارهای متعارف قانونی آن را فرض کنیم، هیچ مبنایی ندارد و خلاف قانون اساسی است. فقط تنها مبنایش می‌تواند حکم حکومتی باشد. به شرط آن که حکم صریح و روشن باشد که ما ندیدیم. مثلاً شاید رهبری حکم مکتوب محرمانه را دادند که ما ندیدیم و به نظر نمی‌رسد چنین چیزی باشد.

  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • انجمن اسلامی دانشجویان دفتر تحکیم وحدت
    • جمعه ۲۹ فروردين ۹۹

    لعنت بر مستأثرین|ویژه‌خواری به استبداد و الیگارشی منتهی می‌شود

    گفتگوی زنده اینستاگرامی با حجت الاسلام و المسلمین قنبریان به مناسبت میلاد حضرت امیرالمومنین در صفحه اینستاگرامی انجمن اسلامی دانشجویان دفتر تحکیم وحدت دانشگاه تبریز برگزار شد. حجت السلام و المسلمین قنبریان در این گفتگو از پنج حلقه‌ای که ویژه‌خواری را به استبداد متصل می‌کند گفتند و سپس به پاسخ پرسشهای مخاطبان پرداختند.
    200 هزار نفر از افراد برخوردارتر سرنوشت نصف خانوارهای ایرانی را تعیین می‌کنند. افرادی که 30 سال پیش فقط پدر پولداری داشتند، امروز هم پدر پولداری دارند و هم تخصص و آموزش انحصاری را هم دارند.
    همین ماجرا وقتی در سیاست وارد شود از این هم خطرناکتر می‌شود. کانون‌های قدرت و ثروت به عنوان کارفرمای سیاسی عمل می‌کنند و نماینده می‌سازند. یعنی انحصار سیاست ورزی هم در دست همین ویژه‌خواران خواهد افتاد.
    «گفتگوی زنده|حجت‌الاسلام و المسلمین قنبریان» دانلود
  • ۰ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • انجمن اسلامی دانشجویان دفتر تحکیم وحدت
    • سه شنبه ۲۰ اسفند ۹۸

    ما مسلمانیم!

    یادداشت تحلیلی امیررضا بفتاق، عضو واحد بین‌الملل در موضوع کشتار بی‌رحمانه مسلمانان هندی

    «الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم »


    ۱۱ دسامبر ۲۰۱۹ بود که لایحه ای بحث برانگیز در هند به تصویب رسید و بار دیگر آتش درگیری های فرقه ای را  در سرزمین هفتاد و دو ملت شعله ور ساخت. آتشی که طبق معمول طعمه ای جز اقلیت مسلمان این کشور نیافت!
    بر اساس این قانون پناهجویان به هند با تابعیت بنگلادش، افغانستان و پاکستان که بدون اوراق معتبر پیش از سال ۲۰۱۵ میلادی وارد این کشور شده بودند می‌توانند شهروندی این کشور را دریافت کنند البته به این شرط که دینشان اسلام نباشد. این قانون در سال ۲۰۱۶ هم مطرح شده بود اما فشارها در آن مقطع باعث عقب نشینی حزب بی‌جی‌پی ، حزب حاکم هند شد.
    این طرح آنقدر پر حرف و حدیث بود که حتی گروه های غیر مسلمان هم به آن اعتراض کردند چرا که آن را در تضاد علنی با قانون اساسی هند می‌دانستند گروهی آن را به دلیل مشروعیت بخشیدن به حضور هزاران مهاجر بنگلادشی قانونی فاجعه بار توصیف کردند. اما هیچ کدام از این اعتراضات موجب نشد که دولت نارندرا مودی از موضع خود کوتاه بیاید.
    آقای مودی نخست وزیر هندوستان می‌گوید ۶ اجتماع مذهبی-قومی در کشورهای همسایه هند وجود دارند که با آزارهای اکثریت حاکم بر آن کشورها روبروهستند، این ۶ گروه شامل: هندوها، سیک‌ها، بودایی‌ها، پیروان آیین جین، پارسی‌ها و مسیحیان می‌شوند.
    با وجود فشارهای بسیار زیادی که مسلمانان در کشورهای همسایه هند -سریلانکا و میانمار- متحمل می‌شوند اما آنها جایی در بین این ۶ گروه ندارند.

    مشکل دیگر مسلمانان، طرحی موسوم به «ثبت نام ملی شهروندان» یا به طور اختصار "NRC" است که براساس آن افرادی که در هندوستان ساکن هستند اما قادر به اثبات تابعیت هندی خود در دادگاه‌هایی موسوم به "دادگاه خارجی‌ها" نباشند بازداشت می‌شوند. ترکیب این طرح با قانون اعطای شهروندی موجب کاهش جمعیت مسلمان هند و افزایش جمعیت غیر مسلمان بخصوص هندوها می‌شود.
     حال این قانون با اعتراض  گسترده مردم مسلمان هند مواجه شده است مردمی که زندگی‌شان، اموال‌شان، خانواده‌شان و هر آن چه که دارند را در خطر می‌بینند و راهی جز آمدن به خیابان‌ها ندارند. اما کسانی که در مقابل آنها می‌ایستند فقط نیروهای امنیتی نیستند بلکه بخش اعظمی از مقابله کنندگان هندوهای افراطی هستند که بیش از هر کس دیگری از این اقدام حزب حاکم خوشحالند و این قانون را فرصتی برای زدن ضربه نهایی به اقلیت مسلمان می‌دانند. آنها که سالهاست از افزایش جمعیت مسلمان هند خشمگینند و وحشیانه به معترضین مسلمان حمله می‌کنند. هرچند این اولین بار نیست که هندوها به مسلمانان حمله می‌کنند اما آنها اکنون بیش از هر زمان دیگری حمایت دولت هند را احساس کرده و دولت مرکزی را پشتوانه خود می‌دانند تا جایی که تصاویر منتشر شده از درگیری‌های دهلی نشان می‌دهد نیروهای پلیس و افراطی‌های هندو با یکدیگر بر علیه مسلمانان متحد شده‌اند. درگیری‌های خشونت‌باری که نتیجه‌ای جز به آتش کشیده شدن مساجد و خانه‌های مسلمانان  و کشته و زخمی شدن آنان ندارد. طبق اعلام رسمی دولت هندوستان تا کنون صدها نفر مجروح و ۴۶ نفر کشته شدند.

    اما سوال اینجاست چرا دولت هندوستان باید این قانون را به تصویب برساند حال آنکه با قانون اساسی سکولار هند هم در تضاد واضح است؟
     نخست وزیر حال حاضر هندوستان نارندرا مودی یک سیاستمدار پیرو حزب "BJP" یا "حزب مردم هند" است که حزبی ملی گرا و با گرایش‌های نژادپرستی و پیرو هندو است. پس از آنکه قانون "NRC" در هندوستان به تصویب رسید مشخص شد این قانون مانند تمامی اقوام به هندوها نیز ضربه می‌زند و جمعیت آنها را در هندوستان کاهش می‌دهد کسانی که نبودشان حزب حاکم هند را با کمبود بانک رای مواجه می‌کرد. حال با اجرای قانون"CAB" اتباع غیر هندی که هندوها هم جزو آنها هستند می‌توانند شهروندی هند را دریافت کنند اما مسلمانان نه. این یعنی افزایش جمعیت هندوها بعنوان حامیان اصلی حزب "BJP" و کاهش جمعیت مسلمان.
    از سوی دیگر با توجه به این که حزب برای پیروزی در انتخابات پیش رو نیاز مبرمی به رای اکثریت هندوها دارد باید به نوعی رضایت آنها را جلب کند. از گذشته هندوها نسبت به افزایش جمعیت مسلمان در هند ناخشنود بودند حال با اجرای این قانون هم جمعیت مسلمانان کاهش پیدا می‌کند و هم جمعیت هندوها افزایش. بنابراین روزبه روز هندوهای بیشتری حامی حزب حاکم می‌شوند و این یعنی پیروزی و بقا در قدرت برای حزب راحتتر از آب خوردن است.
    حال با کشتار بی‌رحمانه مسلمانان مظلوم هندوستان و گرایش‌های نژادپرستانه حاکمان هند می‌توان کنار آمد و به افسوس خوردن و ناراحت شدن اکتفا کرد، لکن چگونه می‌شود با سکوت مرگبار کشور‌های اسلامی کنار آمد؟
    سوال اساسی اینجاست چرا جوامع اسلامی لال شده‌اند وهیچ صدایی از آنها بر نمی‌خیزد. جمهوری اسلامی که سالهاست با شعار حمایت از مظلومان جهان گوش فلک را کر کرده چرا هیچ واکنشی نشان نمی‌دهد؟ بین مسلمانان هند و فلسطین تفاوتی وجود دارد؟ دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی با آن همه دبدبه و کبکبه چه حرکت موثری انجام داده است غیر از توییت زدن.
    حال که دول و ملل اسلامی مثل سگ و گربه به جان یک‌دیگر افتاده‌اند و به مرزهای یکدیگر هجوم می‌برند و سربازان یکدیگر را می‌کشند و تهدید به کشتن می‌کنند بدیهی است که کفار لشگریانشان را بدون واهمه به سوی خرخره مسلمانان حرکت دهند.
    شیوخ پر ادعای عرب نمی‌خواهند از قصر‌های مجللشان در دوبی و ریاض حداقل پیام تسلیتی صادر کنند؟
    جالب اینجاست که ما هنوز هم ادعا داریم این فجایع با چراغ سبز آمریکا اتفاق افتاده است و ترامپ ملعون پشت نسل کشی مسلمانان در هند است! اصلا بر فرض اینکه همه این ادعا‌ها عین حقیقت باشد، آیا این از ما سلب مسئولیت می‌کند؟ آیا ترامپ ما را مجبور کرده لال شویم و هیچ نگوییم؟ آیا ترامپ به ما گفته تنها حرکتی که می‌توانید بکنید توییت زدن است؟! خیر این از جهل ماست که همواره زمانی بیدار می‌شویم که کار از کار گذشته است و طبق معمول از عالم و آدم طلبکار هستیم که چرا فلان اتفاق افتاده است.
    این کشتار بی‌رحمانه توسط دولت مودی تنها و اولین بار نیست بلکه قطعا با توجه به سکوت مرگبار آقایان سیاست‌مدار و غرق در عیش و نوش مسلمان آخرین بار هم نخواهد بود و ما شاهد کشتار روزافزون مسلمانان در جای جای دنیا خواهیم بود که مظلومانه آه می‌کشند و طلب یاری می‌کنند.

    چه می‌شود کرد ما مسلمانیم! ما را بوداییان در برمه، مسیحیان در اروپا، هندوها در کشمیر، یهودیان در فلسطین، بوکوحرام در آفریقا، داعش در سوریه و عراق و آمریکایی‌ها در سراسر جهان می‌کشند و چه می‌شود گفت غیر از ذکر این دعا: «یا من اذا تضایقت الامور فتح لها بابا لم یذهب الیه الاوهام»، ای کسی که هر گاه انسان در دوران زندگی گرفتار تنگناها و مشکلاتی بشود دری را به روی او می‌گشایی که در اندیشه و تصور احدی نگنجد...

  • ۰ پسندیدم
  • ۱ نظر
    • انجمن اسلامی دانشجویان دفتر تحکیم وحدت
    • چهارشنبه ۱۴ اسفند ۹۸

    بیانیه یوم الله 22 بهمن با محوریت انتخابات مجلس

    بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان دفتر تحکیم وحدت دانشگاه تبریز، به مناسبت 41امین سالگرد پیروزی انقلاب
    و انتخابات 11امین دوره‌ی مجلس شورای اسلامی

    امروز در چهل و یکمین سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی تنها چند قدم تا انتخابات یازدهمین دوره‌ی مجلس شورای اسلامی فاصله داریم. آنچه که امروز بسیار بیشتر از راهپیمایی 22 بهمن برای یاری انقلاب و مردم اهمیت دارد، انتخاب شایسته‌ترین افراد برای نمایندگی مجلس و مطالبه‌ی شایسته‌ترین خواسته‌ها از ایشان است.
    آنچه معمولا در میان بازی‌های سیاسی رنگ خود را می‌بازد مطالبات به حق مردمی‌ست که قدرتمندان دغدغه‌ی ایشان را ندارند. ولی ما مردم انقلابی شهر تبریز، در این چند بند، مطالبات واقعی‌مان را اول به خودمان و سپس به کاندیداهای انتخابات مجلس یادآوری می‌کنیم و اعلام می‌کنیم که معیار ما برای انتخاب وکیل، این موارد است. ما شرکت کنندگان در راهپیمایی یوم ا... 22 بهمن، به کسانی اعتماد خواهیم کرد که برنامه‌ی روشن و کارآمدی برای احقاق این مطالبات داشته باشند.
    1.    نمایندگان مجلس شورای اسلامی به صورت قانونی وکیل ملت ایران هستند و از لحاظ شرعی موظف هستند آن چه را که در طول خدمت خود انجام داده‌اند و می‌دهند به مردم گزارش دهند‌. از نمایندگان مجلس مطالبه داریم که به صورت دوره‌ای با حضور در نمازهای جمعه یا از طریق صداوسیمای استانی فعالیت‌های خود در مجلس را به مردم گزارش دهند.


    2.    در ناآرامی‌های اخیر و اعتراضات مردم در آبان‌ماه سال جاری، برای همگان مسجل گشت که اگر مجلس به پشتوانه‌ی ملت، در مقابل اشتباهات مجریان قانون با صلابت نایستد نتیجه همیشه خسران خواهد بود. از تمامی نمایندگان مجلس شورای اسلامی مطالبه داریم با ثبات قدم در صورت نیاز به سوال یا توضیح خواستن از وزرا و رئیس‌جمهور همت بورزند و از سنت غیر حسنه‌ای که تا کنون در مجلس رواج داشته و استیضاح را از یک وسیله‌ی دادخواهی به نفع مردم به یک بازی سیاسی تبدیل کرده، تبعیت نکنند.


    3.    حق آموزش به زبان مادری یک حق طبیعی و معمول برای انسان‌هاست. با این وجود برخی با مطرح کردن مسائلی چون بسندگی زبان فارسی و مخالفت با آموزش زبان مادری در مدارس، سعی در  قوم‌گرا و تجزیه‌طلبانه جلوه دادن این حق طبیعی دارند. این در حالیست که اصل 15 قانون اساسی جمهوری اسلامی به درستی حق تحصیل زبان مادری در مدارس را آزاد می‌داند. همچنین رهبر معظم انقلاب در دیدار با خانواده شهید زنده دل به مادر نوه این شهید بزرگوار توصیه کردند که زبان ترکی را به خوبی به فرزندشان بیاموزند. این امر نشان دهنده توجه مقام معظم رهبری به امر آموزش زبان مادری‌ست. مردم شهید پرور و میهن دوست آذربایجان خواستار پیگیری این مطالبه به حق از نمایندگان مجلس شورای اسلامی هستند.


    4.    یکی از معضلات مهم در دوره‌های پیشین مجلس شورای اسلامی، عدم وجود شفافیت نسبت به مسائلی چون آراء نمایندگان، منابع مالی تبلیغات انتخاباتی، موضع گیری‌های سیاسی و... بوده است. این عدم شفافیت نه تنها موجب ایجاد بی‌اعتمادی و دل‌سردی در بین مردم نسبت به مجلس و جمهوری اسلامی شده، بلکه مجلس را تبدیل به خانه امنی برای مفسدین و نااهلان کرده است. با وجود شفافیت مالی به ویژه در زمینه‌ی منابع هزینه‌های تبلیغات انتخاباتی و همچنین شفافیت آراء نمایندگان، عرصه برای سوءاستفاده‌های سیاسی و اقتصادی بسته شده و همچنین موجب اطمینان خاطر مردم نسبت به نمایندگان مجلس خواهد بود.


    5.    جامعه‌ی نخبگانی، معمولا محل گرد آمدن خرد جمعی جامعه و راهکارهای حل مشکلات مردم است. ما از نمایندگان مجلس شورای اسلامی مطالبه داریم که با حضور مرتب در میان جامعه‌ی دانشگاهی و حوزوی با اخذ نظرات اساتید، طلاب و دانشجویان صاحب‌نظر، سطح عملکرد مجلس آینده را ارتقاء دهند.


    6.    مشکلات زیست محیطی همواره یکی از معضلات مهمی بوده که مدام جان مردم را به مخاطره انداخته است. متاسفانه با وجود مشکلات محیط زیستی بسیار در استان و نتایج خسارت بار و جبران ناپذیر آنها، همچنان چنین مسائل مهمی مورد بی‌توجهی و سهل‌انگاری مسئولان و به ویژه نمایندگان مجلس قرار گرفته. عدم وجود تجهیزات ضروری هنگام آتش‌سوزی جنگل‌های قره‌داغ، آلایندگی‌های شدید شرکت‌های پتروشیمی و پالایشگاه تبریز، آلایندگی‌های شرکت کاوه سودای مراغه و معدن طلای اندریان و به ویژه خشکی دریاچه ارومیه، همه و همه تنها بخشی از مشکلاتی‌ست که مردم استان و منطقه با آنها دست به گریبان‌اند. با توجه به اهمیت موضوع و خسارات جانی و مالی جبران ناپذیری که به وجود آمده، مردم خواستار پیگیری جدی این موضوعات از سوی نمایندگان‌شان در مجلس هستند.


    7.    در مسائل حوزه‌ی زنان، با توجه به اجرا نشدن قوانین، فراکسیون زنان مجلس شورای اسلامی، باید نظارت بیشتری بر عملکرد مجریان قانون داشته باشد. عدم حاشیه سازی و پیگیری مشکلات همه زنان و ارائه نظرات کارشناسی و بدور از تعصب‌های سیاسی یک مطالبه‌ی ضروری است. بطور ویژه، زنان سرپرست خانوار در کشور و تبریز با کمبود شغل و مشکلات معیشتی زیادی روبه‌رو هستند. همچنین سلامت زنان حاشیه‌نشین تبریز در اثر فقر و شرایط نامناسب مسکونی بشدت در خطر است و لازم به تمرکز ویژه‌ی نمایندگان منتخب مردم در این مورد است. از جمله قوانین معطل مانده‌ی مربوط به این قشر، قانون اعطای تسهیلات مسکن و بیمه‌ی خاص حمایتی از زنان سرپرست خانوار است که باید به طور فراگیر اجرا شود.


    قانون دیگری که همچنان معطل مانده، قانون افزایش زمان مرخصی بارداری برای کارکنان زن است که تا کنون برای آن از طرف سازمان برنامه و بودجه، سهمی درنظر گرفته نشده. این گونه موارد باید از طرف فراکسیون زنان مجلس پیگیری می‌شد که نشده، همینطور قانون رسیدگی به بیمه زنان خانه‌دار که در بودجه‌ی سال ۹۹ سهمی برای آن در نظر گرفته نشده. تمام نمایندگان و به خصوص، فراکسیون زنان مجلس باید نسبت به احقاق حقوق واقعی زنان به دور از بازی‌های سیاسی پافشاری کنند.


    8.    هدف از اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی افزایش کارایی در اقتصاد کشور با کاهش نقش دولت و افزایش حضور مردم در اقتصاد است؛ اما واگذاری‌های انجام شده تاکنون منجر به افزایش کارایی بنگاه‌ها نشده. از علل شکست خصوصی سازی در ایران می‌توان به تحولات اقتصادی، نوسانات ارزی، وابستگی مستمر دولت به درآمدهای نفتی، مشکلات جذب سرمایه‌گذاری خارجی، وابستگی فرآیندهای تولیدی به ارز، دخالت انحصارگرایانه دولت در کسب درآمد و تخصیص آن،  مقاومت مدیران و کارکنان دولتی در برابر واگذاری، عدم نظارت پس از واگذاری و واگذاری به افراد بی‌کفایت اشاره کرد که نهایتا منجر به پایمال شدن حقوق کارگران می‌شود. نمایندگان مجلس، باید در اسرع وقت نسبت به اصلاح قوانین کار و خصوصی‌سازی و حمایت از حقوق کارگران در برابر سرمایه‌داران اقدام کند.


    9.    شهر تبریز متاسفانه در امر حاشیه‌نشینی در کشور رکورد بالایی دارد. نخستین علت این پدیده، ساختاری است که سازوکارهای تبعیض آمیز و فقر را بر پایه‌ی توزیع غیر عادلانه منابع قدرت و ثروت رقم زده است.
    نمایندگان مجلس باید با رسیدگی به مواردی مانند ضعف برنامه‌های مؤثر برای پاسخگویی به حق سرپناه اقشار کم درآمد، پیش‌بینی نشدن فضای مسکونی مناسب برای اقشار کم‌درآمد در طرح‌های شهری، دسترسی ناچیز به نظام‌های رسمی اعتباریِ وام مسکن برای اقشار کم درآمد، وجود گروه‌های نامشروع قدرت و سوداگران زمین باز و به خصوص پافشاری بر قانون اخذ مالیات از خانه‌های خالی، در جهت کاهش حاشیه‌نشینی اقدام کنند.

    خواهشمندیم چنانکه شما هم دغدغه‌ی چنین مطالباتی را دارید، جهت نشر آن محتوای متنی را در شبکه‌های اجتماعی منتشر بفرمایید.

  • ۱ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • انجمن اسلامی دانشجویان دفتر تحکیم وحدت
    • سه شنبه ۲۲ بهمن ۹۸

    داستان مسجد مهمان‌کش!

    مجموعه آثار شهید مطهری . ج24، صص: 153 و 154

    مثلی است که در مثنوی آورده، می گوید در یکی از شهرها مسجدی بود1 که به «مسجد مهمان کُش» معروف شده بود. می دانید قدیمها مهمانخانه و مانند آن نبوده و اگر کسی وارد محلی می شد و دوست و آشنایی نمی داشت مسجد را مسکن می گزید. مسجدی بود که معروف شده بود که هر کس می آید اینجا شب می خوابد، صبح که می روند، جنازه اش را بیرون می آورند و کسی هم نمی دانست علت قضیه چیست. یک آدم غریبی آمد، رفت در آن مسجد بخوابد، مردم گفتند آنجا نرو، این مسجد نمی دانیم چگونه است که هر کس می آید شب در اینجا می خوابد صبح جنازه اش را بیرون می آورند، زنده نمی ماند. گفت: من دیگر از زندگی بیزارم و از مرگ هم نمی ترسم، من می روم. هر کار کردند گوش نکرد و رفت در آنجا خوابید.

    ضمنا آدم شجاع و دلیری بود. آن نیمه های شب که شد صداهای هولناکی از اطراف این مسجد بلند شد: آی تو کی هستی که آمده ای اینجا؟ الان خفه ات می کنیم، الان ریز ریزت می کنیم؛ یک صداهای مهیبی در آن تاریکی که زهره شیر می ترکید. تا این صداها را شنید، این هم از جا بلند شد و گفت: تو کی هستی؟ صدایش را بلندتر کرد: هر که هستی بیا جلو، من از مرگ نمی ترسم، من دیگر از این زندگی بیزارم، بیا هر کاری می خواهی بکنی بکن. شروع کرد فریادِ بلندتر کشیدن. یک مقدار که جلو رفت و فریاد کشید صدای مهیبی از داخل مسجد بلند شد، ناگهان دیوارها فرو ریخت و طلسمهایی که در آنجا بود شکست و گنجهایی که در آنجا مدفون بود پیش پای آن آدم فرو ریخت. فردا صبح از آنجا با یک سلسله گنجها بیرون آمد.

    سید جمال می گوید غرب آن مسجد مهمان کش است. آدمهای ضعیف که به اینجا بیایند خود را می بازند و می میرند. باید فریاد کشید و این طلسم دروغین را شکست، که خودش همین کار را کرد و مصداق آن آدم دلیر بود. در آن زمانی که مبارزه با انگلستان در دِماغ احدی نمی توانست خطور کند فریاد مبارزه با سیاست استعماری انگلستان را بلند کرد و برای اولین بار این حالت خودباختگی را از مردم گرفت و روی خودِ اسلامی مردم تکیه کرد. برای تمام ملتهای اسلامی یک منش، یک هویت و یک «من» قائل بود، یک «من» تحقیر شده، یک «من» مستَذَلّ، یک من پامال شده، یک منی که شرافت و کرامت خودش را فراموش کرده، تاریخ خودش را فراموش کرده. این «من» و «خود» ش را باید به یاد او آورد. این بود که به تاریخ صدر اسلام، به گذشته اسلام، به تمدن اسلامی در گذشته، به فرهنگ اسلامی در گذشته تکیه می کرد، «خود» این ملت را به یادش می آورد، به این ملت روحیه می داد. البته در آن زمان نمی توانست زیاد اثر خودش را ببخشد گو این که این بذر نتیجه داد. ما در بعضی کتابها و مقالات از افرادی که مطالعاتی روی دنیای اسلام دارند- و ای کاش این مطالعات را می توانستیم گسترش بدهیم- می خوانیم که الان در تمام کشورهای اسلامی نهضتهای اسلامی بر اساس جستجوی هویت اسلامی وجود دارد، حتی در کشورهایی که ما در روزنامه ها کمتر اسمشان را می بینیم. در اندونزی، فیلیپین، هندوستان و پاکستان وجود دارد؛ در تمام کشورهای عربی نهضتهایی ماهیتا اسلامی یعنی بر اساس طرد کردن همه ارزشهای غیراسلامی و تکیه بر ارزشهای مستقل اسلامی وجود دارد. اکنون در همین جریان مصر و گرایش انور سادات به طرف غرب و در مقابل، گرایشهای کمونیستی که در کشورهای عربی وجود دارد که این دو همیشه عصای یکدیگر هستند و یکدیگر را تکمیل می کنند، مخصوصا بعد از پیروزی انقلاب ایران جنبش عظیمی در مصر در میان همه طبقات و بالخصوص طبقه روشنفکر و تحصیلکرده وجود دارد که در جستجوی هویت اسلامی و ارزش اسلامی خودشان هستند. آشنایی دارم که در آمریکاست، می پرسید آیا این تظاهرات بسیار عظیم به نفع انقلاب ایران که در قاهره صورت می گیرد در ایران منعکس می شود؟ گفتم نه. تعجب می کرد که چطور در ایران منعکس نمی شود. گفتم لابد رادیو تلویزیون این امکان را ندارد. می گفت در خود آمریکا اینها را نشان می دهند، عجیب تکان دهنده است.

     

     


    1. البته سید جمال اسم مسجد نبرده، گفته معبدی بود. خیال می‌کنم که چون در اروپا این قصه را نشر می‌داده نخواسته اسم مسجد بیاورد. می‌گوید معبدی بود در نزدیکی شهر اصطخر. شاید در اصلِ قصه‌ای که قبل از مولوی هم بوده اسم مسجد نبوده؛ به هر حال قصه‌ای است قدیمی.
  • ۳ پسندیدم
  • ۰ نظر
    • انجمن اسلامی دانشجویان دفتر تحکیم وحدت
    • پنجشنبه ۱۹ دی ۹۸